
goftam:behet begam,behesh begi.behet bege,behem begi...didish, behesh gofti,behet goft,behem begi...na nadidamesh,mibiname sh,behesh migam,behem gofte,behet begam,behem begi,behesh begam...oh,didamesh ,behesh goftam,behem gofte,behet begam,behem begi,behesh begam,behem goft,behesh begoo,dooset daram
Chopane Doroghgo mimire mire .
shabe avale ghabr azash miporsan ke esmet chye mige :
Dehghane fadakar
------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --
Az Torke miporsan az Ghofle farmonet razi hasti ?
mige : are vali sare picha ye zare aziyat mikone .
------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --
2khtara ba 1000 Omid ba ye pesar dost Mishan ,
Pesara ba 1 Omid ba 1000 2khtar Dost mishan .
------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --

A Good Friends like a Computer .
He " Enter " ur Life .
" Save " u In his heart .
" Format " ur Problems .
And Never " Delete " u From his Memory .
------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --

أنا خلقنا الا حمدی نژاد سهواً و انا اخلقهم لنادمین .
همانا ما احمدی نژاد را اشتباهی آفریدیم و از خلقت آن پشیمانیم .
سوره توبه آیه ...
------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --
har gah khoda to ra be labe partgahi hedayat kard be Oo etemad kon ,
zira ya Tora az Posht migirad va ya ve To parvaz kardan miamozad .

Kash Mishod Eshgh ra tahdidi kard .
Modate Labkhand Ra tamdid Kard ,
Lahzeye didar ra tamdid kard .
------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --
yeki bod yeki nabod vaghti in yeki bod
un yeki nabod vaghti on yeki bod in yeki nabod
mohem nist ki nabod vali heyf ke hich ki nabod .
------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --

کلیپ تصوری
آهنگ جدید و بسیار زیبا از همیشه عاشق با صدای امیر ارجمند
کیفیت ۱۲۸
Amir Yal Arjmand - Hamisheh Ashegh - 01 Boghz
Amir Yal Arjmand - Hamisheh Ashegh - 02 Kooche Bagh
Amir Yal Arjmand - Hamisheh Ashegh - 03 Tanha

آلبوم جدید و زیبای اسحاق احمدی به نام ناز و نیاز با دو کیفیت
کیفیت MP3 128
کیفیت WMA 64

آلبوم کارن و کسری به نام شب سیاه برای اولین بار در این سایت
کیفیت ۱۲۸
کیفیت ۶۴

به ترکه ميگن از کدوم تيم خوشت مياد؟ ميگه : قربون جدش برم ،آقا سيد ميلان ....

تو درختي هستي پر از احساس و محبت و سايه اش از عشق كه من الاغم را به ان ميبندم

اسمان را ستاره زيبا ميكند
باغچه را گل
عشق را محبت
بيابان را چمن
چشم را اشك
و تو را عمل كردن دماغ زيبا ميكند

من 4 چيزو خيلي دوست دارم
تو اسمون خدارو
رو زمين خودمو
تو خودم قلبمو
تو قلبم تو رو

يه بنده خدايي ميره خواستگاري، پدر عروس ميگه: اين گلي كه تو جيب شماست اذيتتون نميكنه؟؟ يارو ميگه: خود گل نه اما گلدونش كه تو شلوارمه اذيتم ميكنه

شايد زندگي آن جشني نباشد كه آرزويش را داشتي اما حال كه به آن دعوت شده اي تا ميتواني زيبا برقص

انواع ريدن بچه:![]()
5ماهگي تو دستت
5 سالگي تو اعصابت
15 سالگي تو هيکلت
20 سالگي تو آبروت
25 سالگي تو پولت
وقتي هم مردي تو روحت
---------- * ----------- ميدوني اين چيه؟؟؟ اين تويي .. تو تك ستاره آسمون دل مني...

نفرين 2007: كاش عاشق يكي مثه گل مراد شي هر چي بهش بگي دوست دارم بگه :ها

سخت ترين تست كنكور 86 :
1)هاهاهاها
2)هاهاهاها
3)هاهاهاها
4)هاهاهاها
حالا سوال :
در كدام گزينه گل مراد داره گريه ميكنه؟؟!

اتل متل چاقاله / گاو قلي باحاله
هم شير داره هم آستين / شيرشو بردن فلسطين
بگير يک زن راستين
اسمشو بذار حکيمه / چادرشم ضخيمه
هاچين و واچين / يک پاتو ورچين
ها؟
ها؟
ها؟
ها؟
ها؟
گل مراد داره كنكور ميده؟

زندگي قشنگه اگه با تو باشه...
مرگ قشنگه اگه براي تو باشه...
دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه...
من قشنگم اگه با تو باشم...
اما تو هر کار بکني قشنگ نميشي پس بيخود زور نزن

اسمت را روي كاه نوشتم خراب شد اسمت را روي شمع نوشتم آب شد اسمت را روي قلبم نوشتم شكست ...... جمع کن بابا خودت و با اين اسمت

ازدواج در ضربالمثلهای جهان
١-هنگام ازدواج بيشتر با گوش هايت مشورت كن تا با چشم هايت.( ضرب المثل آلمانی)
٢ - مردی كه به خاطر " پول " زن می گيرد، به نوكری می رود. ( ضرب المثل فرانسوی )
۳- لياقت داماد ، به قدرت بازوی اوست . ( ضرب المثل چينی )
۴- زنی سعادتمند است كه مطيع " شوهر" باشد. ( ضرب المثل يونانی )
٥- زن عاقل با داماد " بی پول " خوب می سازد. ( ضرب المثل انگليسی )
٦- زن مطيع فرمانروای قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگليسی )
٧- زن و شوهر اگر يكديگر را بخواهند در كلبه ی خرابه هم زندگی می كنند. ( ضرب المثل آلمانی )
٨ - داماد زشت و با شخصيت به از داماد خوش صورت و بی لياقت . ( ضرب المثل لهستانی )
٩- دختر عاقل ، جوان فقير را به پيرمرد ثروتمند ترجيح می دهد. ( ضرب المثل ايتاليايی)
١٠ -داماد كه نشدی از يك شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای .( ضرب المثل فرانسوی )
١١- دو نوع زن وجود دارد؛ با يكی ثروتمند می شوی و با ديگری فقير. ( ضرب المثل ايتاليايی )
١٢- در موقع خريد پارچه حاشيه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقيق كن . ( ضرب المثل آذربايجانی )
١٣- برا ی يافتن زن می ارزد كه يك كفش بيشتر پاره كنی . ( ضرب المثل چينی )
١٤- تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصيل انتخاب كن . ( ضرب المثل چينی )
١٥- اگر خواستی اختيار شوهرت را در دست بگيری اختيار شكمش را در دست بگير. ( ضرب المثل اسپانيايی)
١٦- اگر زنی خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه دار . ( ضرب المثل تركی )
١٧- ازدواج مقدس ترين قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر)
١٨- ازدواج مثل يك هندوانه است كه گاهی خوب می شود و گاهی هم بسيار بد. ( ضرب المثل اسپانيايی )
١٩- ازدواج ، زودش اشتباهی بزرگ و ديرش اشتباه بزرگتری است . ( ضرب المثل فرانسوی )
٢٠- ازدواج كردن وازدواج نكردن هر دو موجب پشيمانی است . ( سقراط )
٢١- ازدواج مثل اجرای يك نقشه جنگی است كه اگر در آن فقط يك اشتباه صورت بگيرد جبرانش غير ممكن خواهد بود. ( بورنز )
٢٢- ازدواجی كه به خاطر پول صورت گيرد، برای پول هم از بين می رود. ( رولاند )
٢٣- ازدواج هميشه به عشق پايان داده است . ( ناپلئون )
٢٤- اگر كسی در انتخاب همسرش دقت نكند، دو نفر را بدبخت كرده است . ( محمد حجازی)
٢٥- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نيست ، ولی می توانيم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب كنيم . ( خانم پرل باك )
٢٦- با زنی ازدواج كنيد كه اگر " مرد " بود ، بهترين دوست شما می شد . ( بردون)
٢٧- با همسر خود مثل يك كتاب رفتار كنيد و فصل های خسته كننده او را اصلاً نخوانيد . ( سونی اسمارت)
٢٨- برای يك زندگی سعادتمندانه ، مرد بايد " كر " باشد و زن " لال " . ( سروانتس )
٢٩- ازدواج بيشتر از رفتن به جنگ " شجاعت " می خواهد. ( كريستين )
٣٠- تا يك سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتی های يكديگر را نمی بينند. ( اسمايلز )
٣١- پيش از ازدواج چشم هايتان را باز كنيد و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذاريد. ( فرانكلين )
٣٢- خانه بدون زن ، گورستان است . ( بالزاك )
٣٣- تنها علاج عشق ، ازدواج است . ( آرت بوخوالد)
٣٤- ازدواج پيوندی است كه از درختی به درخت ديگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو " زنده " می شوند و اگر " بد " شد هر دو می ميرند. ( سعيد نفيسی )
٣۵- ازدواج عبارتست از سه هفته آشنايی، سه ماه عاشقی ، سه سال جنگ و سی سال تحمل! ( تن )
٣٦- شوهر " مغز" خانه است و زن " قلب " آن . ( سيريوس)
٣٧- عشق ، سپيده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاك )
٣٨- قبل از ازدواج درباره تربيت اطفال شش نظريه داشتم ، اما حالا شش فرزند دارم و دارای هيچ نظريه ای نيستم . ( لرد لوچستر)
٣٩- مردانی كه می كوشند زن ها را درك كنند ، فقط موفق می شوند با آنها ازدواج كنند. ( بن بيكر)
٤٠- با ازدواج ، مرد روی گذشته اش خط می كشد و زن روی آينده اش . ( سينكالويس)
٤١- خوشحالی های واقعی بعد از ازدواج به دست می آيد . ( پاستور )
٤٢- ازدواج كنيد، به هر وسيله ای كه می توانيد. زيرا اگر زن خوبی گيرتان آمد بسيار خوشبخت خواهيد شد و اگر گرفتار يك همسر بد شويد فيلسوف بزرگی می شويد. ( سقراط)
٤٣- قبل از رفتن به جنگ يكی دو بار و پيش از رفتن به خواستگاری سه بار برای خودت دعا كن . ( يكی از دانشمندان لهستانی )
٤٤- مطيع مرد باشيد تا او شما را بپرستد. ( كارول بيكر)
٤٥- من تنها با مردی ازدواج می كنم كه عتيقه شناس باشد تا هر چه پيرتر شدم، برای او عزيزتر باشم . ( آگاتا كريستی)
٤٦- هر چه متأهلان بيشتر شوند ، جنايت ها كمتر خواهد شد. ( ولتر)
٤٧- هيچ چيز غرور مرد را به اندازه ی شادی همسرش بالا نمی برد، چون هميشه آن را مربوط به خودش می داند . ( جانسون )
٤٨- زن ترجيح می دهد با مردی ازدواج كند كه زندگی خوبی نداشته باشد ، اما نمی تواند مردی را كه شنونده خوبی نيست ، تحمل كند. ( كينهابارد)
٤٩- اصل و نسب مرد وقتی مشخص می شود كه آنها بر سر مسائل كوچك با هم مشكل پيدا می كنند. ( شاو)
٥٠- وقتی برای عروسی ات خيلی هزينه كنی ، مهمان هايت را يك شب خوشحال می كنی و خودت را عمری ناراحت ! ( روزنامه نگار ايرلندی )
٥١ ? هيچ زنی در راه رضای خدا با مرد ازدواج نمی كند. ( ضرب المثل اسكاتلندی)
٥٢ ? با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی كن . ( ضرب المثل آلمانی )
٥٣ ? تا ازدواج نكرده ای نمی توانی درباره ی آن اظهار نظر كنی . ( شارل بودلر )
٥٤ ? دوام ازدواج يك قسمت روی محبت است و نُه قسمتش روی گذشت از خطا . ( ضرب المثل اسكاتلندی )
٥٥ ? ازدواج پديده ای است برای تكامل مرد. ( مثل سانسكريت )
٥٦ ? زناشويی غصه های خيالی و موهوم را به غصه نقد و موجود تبديل می كند . (ضرب المثل آلمانی )
٥٧ ? ازدواج قرارداد دو نفره ای است كه در همه دنيا اعتبار دارد. ( مارك تواين )
٥٨ ? ازدواج مجموعه ای ازمزه هاست هم تلخی و شوری دارد. هم تندی و ترشی و شيرينی و بی مزگی . (ولتر )
٥٩ ? تا ازدواج نكرده ای نمی توانی درباره آن اظهار نظر كنی. ( شارل بودلر )
زن در ضربالمثلهای جهان
زنان سوژه ضربالمثلهای متعددی هستند و اين مطلب تنها مربوط به افغانستان نيست. نگاهی داريم به چند ضرب المثل درباره زنان از کشورهای مختلف جهان:
انگليسی:
زن فقط يک چيز را پنهان نگاه میدارد آنهم چيزی است که نمیداند.
هلندی:
وقتی زن خوب در خانه باشد، خوشی از در و ديوار می ريزد.
استونی:
از خاندان ثروتمند اسب بخر و از خانواده فقير زن بگير.
فرانسوی:
آنچه را زن بخواهد، خدا خواسته است.
انتخاب زن و تربوز مشکل است.
بدون زن، مرد موجودی خشن و نخراشيده بود.
آلمانی:
کاری را که شيطان از عهده بر نيايد زن انجام میدهد.
وقتی زنی میميرد يک فقته از دنيا کم میشود.
کسی که زن ثروتمند بگيرد آزادی خود را فروخته است.
آنکه را خدا زن داد، صبر همه داده.
گريه زن، دزدانه خنديدن است.












دختر كوري تو اين دنياي نامروت زندگي ميكرد .
اين دختره يه دوست پسري داشت
كه عاشقه اون بود
.دختره هميشه مي گفت:
اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم
هميشه با اون مي موندم
يه روزی يكي پيدا شد
كه به اون دختر چشماشو بده.
وقتي كه دختره بينا شد
ديد كه دوست پسرش كوره.
بهش گفت: من ديگه تو رو نمي خوام برو !!!
پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد
و گفت
:مراقب چشماي من باش
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

&
عنكبوت اكس ميخوره پتو مي بافه

Lore az Yeki miporse sat chande ?
traf mige 3 , Lore mige daram Divone misham az sobh ta hala har ki ye chizi mige .
&
Lore ba Torke savare Peykan mishan , Torke navare Video ro mide mige bezar Gosh bedim ,
Lore mige : rast migan Torka kharana navare kamiono mide mige To peykan bezar .
&
agar Delet Tang hast va az khoda hajat dari , agar dar zendegi moskeli dari
dasteto ta jaei ke mitoni bala bebar va mohkam bezan to saret
&
محبتت مثل سکه افتاده تو قلک قلبم که اگه بخوای درش بیاری باید بشکنیش .
&
در نگاه کسانیکه پرواز را نمی فهند هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد .
&
به ترکه قبل اعدام میگن حرفی نداری ؟
میگه نه و میکشنش بالا دست و پا میزنه که حرف دارم !
میگن بگو . به دوستش میگه علی علی خونتون از اینجا پیداست ! .
&
تو سفارت آمریکا به ترکه میگن اسمت چیه ؟
میگه : Power Goo New Days
بهش میگن یعنی چی ؟
ترکه میگه : یعنی قدرت الله نوروزی


salam azize delam man farda miam dare daneshkade bebinamet , beyadetam . . .
azizam . vaghti mibini Sms male to nist maraz dari mikhonish ??????

صد سال پس از مرگ من*** گر گشايي قبر من خواهي شنيد از قلب من*** دوستت دارم عشق من
&
ده درصد دلم تنگه،
بيست درصد يادتم،
سي درصد ميخوامت،
چهل درصد بيقرارم،
پنجاه درصد دل نگرانم،
شصت درصد حواسم بهته،
هفتاد درصد ديوونتم،
هشتاد درصد نوكرتم،
نود درصد دوست دارم،
صد درصد سر كاري
&
خیلی پستی
.
.
.
.
.
.
.
.
و بلندی در زندگی هست که بايد از آنها درس بگیریم
&
ترکه داشت آب جوش ميريخته توي باغچه! بهش ميگن: چرا آب جوش ميريزی تو باغچه؟؟ ميگه: آخه چاي كاشتم

یه ترکه توی ماه رمضان میره خونه دوستش.....دوستش بهش میگه سحر صدات کنم؟ .... ترکه میگه:نه! همون غضنفر خوبه!
&
salam mikhastam ye mozoyi ro behet begam onam ineh ke.......... ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......... .....bikhial aslan badan bet migam....... ......... ......... ......... ......... ......... ......... ...ey bebe nakhooon digee....... ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......... .....mesle inke fozoolit gol kardeha..... ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......... boro sheytooooon. ......... ......... ......... ......... ......... ......... .......bashe hala ke esrar mikoni behet migam....... ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......... .......ok baba esrar nakon behet migaaaaaaam. ......... ......... ......... ......... ......... ......... ..mikhastam begam ke kheyli delam barat tang shodeh.



چه می شد اگر دل آشفته ی من
به شهر چشمات عادت نمی کرد
و ای کاش از نخست آن چشم هایت
مرا آواره ی غربت نمی کرد
چه زیبا بود اگر مرغ نگاهت
میان راز چشمان تو می ماند
تو می ماندی و او هم مثل یک کوچ
ز باغ دیده ات هجرت نمی کرد
تو می ماندی کنار لحظه هایم
ولی این شادمانی زود رفت
و تا می خواست دل چیزی بگوید :
تو می رفتی و او فرصت نمی کرد



من در اين لحظه ها چقدر به تو محتاجم و تمام سلولهايم تو را فرياد ميزنند و ميطلبند، ذرّه ذرّة وجودم که متعلق به خودت است بسان تشنگان مشتاق نوشيدن تو هستند و هيچ چيزی جز وجود تو سيرابشان نميکند، کاش ميشد لحظه ای حضور در کنار تو را درک کنم و از فيض بودن با وجودم بهره مند گردم، حاضرم جانم و همة دارايي و هستي ام را بدهم اگر که ميشد حتی يک لحظه هم بودن در محضر قدسی تو برايم امکانپذير باشد، کاش ميشد کاش ميشد کاش ميشد لحظه ای بجای يکی از انسانهايي قرار بگيرم که خيلی ساده و بدون هيچ توجّهی از کنار تو ميگذرند و نميدانند که کسی به اين عبور و گذرشان که برای آنها ذرّه ای اهميت ندارد غبطه ميخورد و در حسرت يک لحظة اين عبور بيتاب و بيقرار است، بهتر است اعتراف کنم که به حال همة آن عابران بيخبر حسادت ميورزم. آری حسادت، و اين از سر پَستی نيست بلکه از شدّت عشق بيحد و اندازة من به تو وجودم نشأت ميگيرد و الا من در هيچ چيز جز محبّت تو حسود نيستم، اصلاً جز تو چيزی در اين دنيا وجود ندارد که برای من دارای اهمّيت باشد و بتواند حسدم را برانگيزد، ميدانم که تو نيز بيقرار و مشتاق من هستی، خودت ميدانی که ما چقدر شبيه و مثل همديگريم و وجودمان با هم يکی شده و به وحدتی بس زيبا و توصيف ناپذير رسيده و خيلی بيشتر از قبل ما را تشنة وجودمان کرده است، وجود من از تو و وجود تو از من است. ترکيب بينظير من و تو ما را به وجود آورد که خودت ميدانی معنی آن چيست. دلم برايت بسيار تنگ شده و بيصبرانه منتظر دوباره با تو بودن است و برای رسيدن آن هنگام لحظه شماری ميکند. آنقدر با تو يکی شده ام و به يگانگي وجودمان فکر ميکنم که از اين فاصلة بسيار دور نيز با همة وجودم احساست ميکنم. تو تمامی وسعت قلبم و عشقم را به خودت اختصاص داده ای و همه چيزم از آن تو شده و به تصاحبت درآمده است. تقريباً هر شب در خوابم حضور داری و به قدری مهربان و با محبّت هستی که لحظه ای مرا تنها نميگذاری و ای کاش در واقعيت و بيداری هم چنين ميشد، چه حيف که امکانش نيست و تا دير زمانی هم نخواهد بود. از هنگامی که بيدار ميشوم تا زمانی که باز به بستر ميروم لحظه ای نيست که به تو بهترينم فکر نکنم و نيانديشم، به حدّی که حتی نميخواهم به کسی جز تو فکر کنم. گاهی که ميان مردم هستم هرچقدر تأمل ميکنم بيشتر پی ميبرم که به هيچ انسانی ذرّه ای احساس و عاطفه ندارم، تو هم چون فرشته و ملک هستی و جنست از نوع بشر نيست توانستی به راحتی قلبم را به تصرف و تسخير خودت درآوری، دلم شديداً آشوب است و افکارم منظم نيست تا بهتر بتوانم وسعت عشقت را بيان کنم. شدّت و عمق احساس و عشقم را خودت ميدانی و بهتر از هر کسی بحال من آگاهی ای الهة عشق من سلطان قلبم تنها آرزوی من ای مهربانترينم تمام هستی و وجود و زندگيم نازنين بی همتا و بی مانندم ای نيمة ديگر من.
قلم از بيان خوبی تو و ميزان عشق من ناتوان است و هرچقدر هم بنويسم حتي ذرّة بسيار کوچکی از آن را هم نميتوانم به رشتة تحرير درآورم. فقط با بودن و درک حضورت قابل فهم است و ميشود که احساسش کرد، هميشه و با شدّتی وصف ناشدنی دوستت دارم و آرزوی بودن با وجود شيرينت را دارم، دوستت دارم تا بينهايت تا قيامت تا ابد، دوستت دارم به اندازة تمام وسعت هستی و نيستی.
خرمن بوسه هايت امشب باز مي نشيند رو تنم ...غنچه سرخ خنده هاي تو بود چون شكوفه شكفت بر لبانم و مي خرامد نگاه مواجت بر ديدگان خسته ام ...هر دم از دو چشمان عاشقت اشك گرمي مي چكد بر تنم ...قلبم كه مي تپد صداي تو را دارد ، صدايم كه مي زني انگار نبض عالم مي زند...آمدم ميان چمنزار دلت ... كناره چشمه سار دلت آشيانه كنم ...آمدم در خورشيد نگاهت سوختن را بفهمم در شب تاريك چشمانت مهتاب را بجويم و در آن دم كه پيچك ماه در نگاهت قد مي كشد فانوس جانت باشم دانستم قلب تو از هميشه مي تواند كلبة كوچك من باشد ... مي خواهم آخرين چكة آرزوهايت باشم ...مي خواهم با تو سبز شوم با تو شكوفه دهم و با تو بميرم...

وقتی که با تو آشنا شدم زندگيم از هميشه بهتر شد، دل مملؤ از زخمم خوب شد و از اولش سالمتر شد و بعدش که متوجه شدم عاشقت شدم حالم بازم از قبل خيلی عاليتر شد، اون موقع بود که با دل عاشقم فهميدم که گرية ابرها تند و تندتر شد، جلوه و عطر گلها برام زيبا و مُشگين تر شد و همه چيز طبيعت به نظرم از قبلش قشنگتر شد، انگاری دنيا محشر شد، توی پوست خودم نميگنجيدم و قلبم بخاطر عشقت از برگ گلها لطيفتر شد، فکر ميکردم دنيا خيلی زيباست و روحم از روح فرشته ها هم پاکتر شد و عشقم اينقدر ماورايي بود که احساساتم از آب چشمة کوثر زلالتر شد، امّا بعدش انگاری جلوی چشمام بازتر شد و ديدم که شباهت من به ديگران از هميشه کمتر شد، فهميدم که توی اونا من زيادی هستم و جا برام تنگ و تنگتر شد و دنيا هم کوچک و کوچکتر شد و زندگي خيلی سخت تر شد و گلهايي که اون همه زيبا و معطر بود خيلی سريع پژمرد و پرپر شد و چهرة فريبندة دنيا از هميشه زشت تر شد و قلب شاد و عاشق من زخمی و داغونتر شد و روح لطيف و رؤيايی من بيمار شد و از هميشه ديوونه تر شد، ديدم مثل هيچکسی نيستم و انگار يه لکة ننگم و اين باعث شد که جسم رنجورم پوسيد و شکسته تر شد، وجودم تنها و تنهاتر شد و وقتی هم که آدمای بی احساس و سنگی رو ترک کردم و رفتم اوضاع دنيا خيلی خوب شد و همه چيز يِهويی بهتر شد، امّا چشم تو و مهربونها و فرشته ها از اشکهای گرمتون تر شد، دلهای مثل گلتون از غصه پُرتر شد، وقتی که من رو دفن کردن و از شرّم خلاص شدن همگي يک صدا شدن و گفتن اين عاشق نکبت هم مُرد و يه احمق کمتر شد.

اين تويي كه در دل شب مرا به بال محبت به ماه مي خواني
گاهي به نام و گاهي با نگاه مي خواني
تويي تويي به خدا اين دگر خيال تو نيست
تويي كه آمده اي تا كنار بستر من
تا آنكه نميرم ز درد تنهايي
گاهي بر سينة پر اضطراب من سر تو
گاهي بر سينة پر اضطراب تو سر من
به سينه تا نفسي هست بي قرار توام
من و توييم كه در عشق ميسوزيم
من و توييم كه در انتظار فرداييم
اگر سپيدة فردا آمد دگر آن روز
من و تو نيست ميان ما اين ماييم
كاش آن كوچه را دوباره ببينم
آنجا كه ناگهان گرفتي مرا در آغوش
آنجا كه تنهايمان از عشق گرم شد
آنجا كه چشم هايمان از اشك پر شد
آنجا كه گفتم دوست ميدارم تو را
آن هنگام كه يادگاري از عشق
بر لبانمان نشانديم
و لا به لاي خاطره ها گم شديم
بگذار باز هم پيش تو باشم
بگذار تو را به خواب ببينم
بگذار در خيال تو باشم
بگذار...
دستت را به من بسپار
تا از گرمي آن وجودم را پر كنم
گوشت را به من بسپار
تا زمزمة عشق را در آن جاري كنم
شانه ات را به من بسپار
تا آن را تكيه گاه تنهاييم كنم
قلبت را به من بسپار
تا آن را در هاله اي از نور نگهداري كنم
صدايت را به من بسپار
تا مهربانيت را تدريس كنم
چشم هايت را به من بسپار
تا تازگي عشق را در آن پيدا كنم
جسمت را به من بسپار
تا مادام آن را گل باران كنم
همه را به من بسپار
تا معني خواستن را ياد بگيرم
و ياد بگيرم چگونه با وجود تو
در حضور عشق خود را بازيابم

وقتی که بارون مياد هر چندتا قطرة بارون رو که تونستی بگيری همونقدر من رو دوست داری و هر چندتا رو که نتونستی بگيری همونقدر من تو رو
دوست دارم ، حالا حساب کن که از اول آفرينش تا حالا چقدر بارون اومده و تو چندتا قطرة بارون رو تونستی که بگيری.
تو به مانند زمين عشق من هستی
من خاک زمين عشق تو هستم
تو به مانند دريای آبی عشق من هستی
من قطره های آبی دريای عشق تو هستم
تو به مانند ساحل دريای عشق من هستی
من شنهای ساحل دريای عشق تو هستم
تو به مانند جنگل سبز عشق من هستی
من برگ درختهای سبز عشق تو هستم
تو به مانند طوفان عشق من هستی
من گرد و غبار طوفان عشق تو هستم
تو به مانند خانة عشق من هستی
من درهای خانة عشق تو هستم
تو به مانند خوانندة نغمة عشق من هستی
من شاعر نغمه های عشق تو هستم
تو به مانند ساقة گلهای عشق من هستی
من ريشة ساقه های گلهای عشق تو هستم
تو به مانند درياچة پهناور زيبای عشق من هستی
من ماهی های درياچة پهناور زيبای عشق تو هستم
تو به مانند دنيای پهناور زيبای عشق من هستی
من ذرّه ذرّه های دنيای پهناور زيبای عشق تو هستم
تو به مانند همة زيباييهای عشق من هستي
و من آرايه های زيباييهای عشق تو هستم.

ماهي هميشه تشنه ام
در زلال لطف بيكران تو
مي برد مرا به هر كجا كه ميل اوست
موج ديدگان مهربان تو
زير بال مرغكان خنده هات
زير آفتاب داغ بوسه هات
اي زلال پاك
جرعه جرعه جرعه مي كشم ترا به كام خويش
تا كه پر شود تمام جان من ز جان تو
اي هميشه خوب
اي هميشه آشنا
هر طرف كه مي كنم نگاه
تا همه کرانه هاي دور
عطر و خنده و ترانه مي كند شنا
در ميان بازوان تو
ماهي هميشه تشنه ام
اي زلال تابناك
يك نفس اگر مرا به حال خود رها كني
ماهي تو جان سپرده روي خاك

اگر يک روز ديدی دل 1000 نفر برات تنگ شده بدون که اول دل
من تنگ شده ، اگر يک روز ديدی دل 100 نفر برات تنگ شده بدون که من نفر اول اونها بودم ، اگر يک روز ديدی دل 10 نفر برات تنگ شده بازم اول دل
من بوده که برات تنگ شده ، اگر يک روز ديدی فقط دل 1 نفر برات تنگ شده بدون که اون 1 نفر کسی جز من نيست ، و اگر يک روز ديدی دل هيچکس برات تنگ نشده بدون که من مرده ام
.
هنوز عاشق ترينم ای تو تنها باور من...
به غير از با تو بودن نيست هوايي بر سر من...
هنوز عطر تو مونده در فضای خانة من...
هنوز هم بيقراره اين دل ديوونة من فراموشم نکن.
تويي تنها دليل بودن من به يادم باش فراموشم نکن...
من تشنة محبت، دلم به اين جدايي هرگز نکرده عادت ...
ناکامی از تولد همراه بخت من بود...
ندارم از تو شکوه اين سرنوشت من بود ...
فراموشم نکن. تويي تنها دليل بودن من فراموشم نکن به ياد من باش...
بی تو حديث عشقو ديگه باور ندارم، جز با تو بودن فکری در سر ندارم...
ميپيچه عطر خاطره در خلوت شبهای من...
تکرار اسم قشنگت شده عادت لبهای من...
هنوز عاشق ترينم ای تو تنها باور من...
به غير از با تو بودن نيست هوايي بر سر من...
هنوز عطر تو مونده در فضای خانة من فراموشم نکن...
تويي تنها دليل بودن من به ياد من باش فراموشم نکن...
امروز غريبانه ترين لحظه ها و آشناترين يادها در خاطر مي نشيند و من در رؤيا، در رقص با تو ، با صداي نفسهاي تو، نفس تازه مي كنم. آري من، چشم در چشمان تو، گويا چشم در چشمان آسمان گشوده ام و با پيچيدن صداي تو انگار گوشهايم زيباترين موسيقي خلقت را مي شنوند. دستان من در آرزوي فشردن دستان تو در انتظاري كشنده روزگار می گذرانند و روح من در عطش معاشقه با حضور تو، چونان آسماني آبي، فراخ و بي انتها، صبور و استوار تا آمدنت، آرام می ماند و سرآخر قلب پر از مهرت وجودم را آنچنان مي گدازد كه قلبم را نزد تو، در دستان تو، تا هميشه، از ارتفاع بلند مهر، گرم و تفته حس مي كنم.
زندگی بی تو برايم بی مفهوم است سخت است بی تو زنده بودن با بودنت من جون ميگيرم ای تاروپود اين تن بي جان من بی تو ميميرم نگذار با رفتنم عشقمان بميرد بگذار مثل هميشه عاشقت باشم بگذار سر رو شونه هات بذارم بگذار تکيه گاه اين تن بی جان من تو باشد بگذار دستانت را بگيرم بر آن بوسه زنم و فرياد بزنم دوستت دارم ...آری من دوستت دارم من عاشق توام عاشق تويي که برايم زندگانی هستی عاشق تويي که دنيايم هستی آری من عاشقم عاشق تو...عاشق بودنت در کنارم ...عاشق آن نگاه مهربانت ...عاشق بوسيدنت ...عاشق تو ...آری عاشق...بگذار در آغوشت بميرم بگذار اشک شرم خود را به پايت بريزم ... بگذار با تو باشم... بگذار با تمام وجودم فرياد زنم ای دنيا ... ای هستی ... من عاشقم... و عشقم را دوست دارم.
یه دفعه مثل یه آهو توی صحرا ها رمیدی
بس که چشم تو قشنگ بود گله ی گرگ را ندیدی
دل نبود توی دلم ، تو را گرگا نبینن
اونا با دندون تیز به کمینت نشینن
الهی من فدای تو چی کار کنم برای تو
اگه تو این بیابونا خاری بره به پای تو
یه دفعه مثل پرنده قفس عشق را شکستی
پر زدی تو آسمونا رفتی اون دورا نشستی
دل نبود توی دلم گم نشی تو کوچه باغا
غروبا که تاریکه نریزن سرت کلاغا
نخوره سنگی به بالت، پرت نشه فکر و خیالت
من تموم قصه هام قصه ی توست
اگه غمگینه اون از غصه ی توست
یه دفعه مثل یه گل رفتی تو دست خزون
سیل بارون و تگرگ می اومد از آسمون
بردمت تو گلخونه که نریزه رو سرت
که یه وقت خیس نشه یخ کنه بال و پرت
نشکنی زیر تگرگ ، نریزه از تو یه برگ
من تموم قصه هام قصه ی توست
اگه غمگینه اون از غصه ی توست
یه دفعه مثل یه شمع داشتی خاموش می شدی
اگه پروانه نبود تو فراموش می شدی
آره پروانه شدم که پرام سوخته شه
تا آتیش دل تو به دلم دوخته شه
که بسوزه بال و پرم که راحت شه خیالم
دارم از تو می نویسم تو که غم داره نگات
اگه دوست داشتی بگو تا بازم بگم برات
انقده می گم تا خسته شم با عشق تو شکسته شم