جوک
تذکر :دوستان اصفهاني بعد از خواندن اين جوک ها خواهشاً رگ گردنشان بيرون نزنند و شروع به ارسال بد و بيراه کنند ، ازتون خواهش مي کنم فرهنگ جوک خواندن را داشته باشيد تا اين ستون ادامه داشته باشد
اصفهانیه به باباش می گه : بابا چرا ما هم مثل بقیه مردم سوار کشتی نمی شیم ؟!! باباش می گه : خفه شو بچه شنا تو بکن . 2 ساعت دیگه می رسیم به جزیره
---------------------------------------------------------------------
اصفهانیه واستاده بوده دم مسجد، داشته خرما خيرات ميكرده. خلاصه هركي رد ميشده، يك خرما برميداشته و يك صلوات ميفرستاده . بعد يك مدت، يك بابايي دست ميكنه يك مشت خرما برميداره، اصفهانیه دستشو ميگيره، ميگه: هوووي! چه خبرس؟! يك نفر آدم مردس، اتوبوس كه چپ نكردس
---------------------------------------------------------------------
بچه اصفهانیه توي امتحان بيست ميگيره. باباش ميزنه توي گوشش و ميگه: خاك بر سرت كنن، با نمره 10 هم ميشه قبول بشي، حتما بايد اين همه خودكار حروم ميكردي؟
---------------------------------------------------------------------
یکی روز یکی از یک محله تو اصفهان می گذشته،می بینه یه دختر بچه اصفهانی گوشواره های طلا داره،می خواسته گولش بزنه و به بچه می گه دختر جون این گوشواره ها رو به من می دی؟ دختره می گه اگه صدای خر در بیاری بهت می دم یارو شروع می کنه به عرعر کردن و بعد می گه گوشواره ها رو بده دختره بهش می گه تو که خری می دونی اینها طلاست و من که ادمم طلا بهت نمی دم
---------------------------------------------------------------------
یه اصفهونی سوار تاکسی میشه به مقصد که میرسه میگه قربان چقدر شد ؟ راننده تاکسی میگه 25تومن . اصفهونی میگه بفرمایید این 20 تومن - به اندازه 5 تومن دنده عقب برید
---------------------------------------------------------------------
اگه گفتید چه جوری میشه اصفهانی رو زجر داد: ببندیش به تیر برق وبهش بگیه کوچه اونطرفی شام میدند
---------------------------------------------------------------------
دانشگاه صنعتی اصفهان که بودم میدیدم بچه های اصفهانی روزهایی که کلاس هم ندارند باز هم از ساعت 7 صبح تو دانشگاه هستند تا 7شب و با خودم میگفتم دانشجو یعنی اینها ولی بعد فهمیدم ژتون صبحانه و نهار و شام عامل این اعتکاف در دانشگاه بوده
---------------------------------------------------------------------
نوار مغز نرمال /_ /_ /_ /_ /_ نوارمغزقزوینی (|) (|) (|) (|) نوارمغزاصفهانی $ $ $ $ $ $ $ نوارمغزلر _____________!!!
---------------------------------------------------------------------
اصفهانیه کارت اینترنتش تموم میشه میندازتش تو آب جوش
---------------------------------------------------------------------
یکبار یه اصفهانی خونش آتیش میگیره یه تک زنگ به آتش نشانی می زده
---------------------------------------------------------------------
یکبار یه اصفهانی خونش آتیش میگیره یه تک زنگ به آتش نشانی می زده
---------------------------------------------------------------------
اصفهانیه موبایل می خره صفرشو می بنده
---------------------------------------------------------------------
اصفهونيا رو از چهار تا چيز ميشه شناخت: - همشون زيرشلواري آبي راه راه دارن - هر قلوپ نوشابه كه ميخورن به شيشه نگاه ميكنن ببينن تا كجاش رفته - جلوي در واميستن و به جاي اينكه بگن بفرمايين تو، ميگن حالا چرا نميان تو؟ - بستني ليواني كه ميخورن حتما درش رو ميليسن
---------------------------------------------------------------------
یک روز یک اصفهانی به پسرش میگه بابا برو در خونه همسایه و اره انها رو بگیر پسر میره و میاد میگه بابا نداد بابا میگه محترمانه بگو پسر میره و محترمانه میگه و بعد میاد میگه بابا نداد بابا باز میگه این دفعه برو خواهش کن پسر میره و بعد میاد میگه بابا نداد گفت به تو بگم که ما اره نداریم و بعد بابا میگه که عجب مردم خسیسی نمیخواد برو اره خودمونو از تو انباری ور دار بیار
---------------------------------------------------------------------
یه روز یه اصفهانی با زن وپسرش میرن کنار رودخونه برای پیکنیک که برای نهارشون سه تا تخم مرغ می برند!!!!!! یدفعه پسرشون را آب می بره که پدره داد می زنه: خانوم بچه رو آب برد دو تا تخم مرغ بیشتر درست نکن!!!
---------------------------------------------------------------------
1ارمنيه و تركه و رشتيه و اصفهانيه يك عمر رفيق بودن. باري، از بخت بد، ارمنيه مرحوم ميشه، باقي رفقا هم ميرن تشييع جنازش. رسم اين ملت هم گويا اين بوده كه هركدوم از نزديكان بايد دم آخري يك پولي مينداختن تو قبر. خلاصه اول تركه ميره بالاسر قبر و كلي گريه زاري ميكنه و آخر هم دست ميكنه، ده تا هزاري ميندازه تو قبر. بعد رشتي مياد باز كلي آه و ناله ميكنه و بعد هم دست ميكنه ده تا هزاري ميندازه تو آخري نوبت اصفهانيه ميشه، مياد جلوي قبر كلي گريه زاري ميكنه، آخرش هم با بغض ميگه: شرمنده، من صبح وقت نشد برم بانك پول بگيرم. بعد يك چك سيهزارتومني مينويسه ميندازه تو قبر، بيستهزارتومن بقيشو برميداره!!!
---------------------------------------------------------------------
اصفهانیه در حال مرگ بوده از زنش می پرسه محمد کجاست ؟ زنش میگه : همین جا کنارت نشسته . میگه علی کجاست ؟ زنش میگه اونطرفت نشسته . میگه حامد کجاست ؟ میگه اونم همین جاست . یهو داد می زنه پس برای چی چراغ اون اتاق بی خودی روشنه ؟؟؟
---------------------------------------------------------------------
یک اصفهانی گوشت خورد مرد
---------------------------------------------------------------------
يه باباي اصفهاني مي خواند بچشو نصيحت كنه مي گه هميشه سر به زير باش. پسر ميگه : خوب چرا بابايي؟ پسر جان به سه دليل: 1-مي گن پسر سر به زيريه 2- اگه سكه اي رو زمين باشه بر مي داري3- پشت يقت چرك نمي كنه تا هي پيرهن يشوريم مصرف آبمون بره بالا!!
---------------------------------------------------------------------
یه اصفهانی داشت نوار روزه گو ش میداده می زنه آخرش ببینه شام میدن یا نه
---------------------------------------------------------------------
یه اصفهانی با برق خونه همسایشون خودکشی میکنه
---------------------------------------------------------------------
اصفهانیه تو مسابقه رالی شرکت می کنه تو راه مسافر کشی می کنه !!
---------------------------------------------------------------------
یه نفر با یه اصفهانی دست به یقه میشه.اصفهانی بجای عمل متقابل التماس کنان با لهجه شیرین اصفهانی میگه<<آقا شوما را به خدا یقمو ول کنین آ گوشمو بیگیرین.آخه یقم پاره میشد>>
---------------------------------------------------------------------
به یه اصفهانیه می گند چرااصفهانیا اینقدر اس اس می کنند می گد هر کی گفتس دروغ گفتس
---------------------------------------------------------------------
یه بچه اصفهانی به باباش میگه : بابا همه میگند اصفهانیا خسیسند، پس چرا مسافرهای نوروزی که از شهرهای دیگه می یاند اصفهان به جا اینکه برند هتل ، کنار زاینده رود چادر میزنند؟ باباش میگه: به خاطر آب و هواشه پسرم. بچه باز میپرسه : ولی بابا اینا که همه از سرما به هم چسبیدند! باباش میگه : نمیدونم بابا جون، شاید فامیلهای اصفهانیشون تو خونه راشون ندادند!!
---------------------------------------------------------------------
يه شخصي از خيابون رد ميشده ، ميبينه يه بچه اصفهاني نشسته كنار خيابون گريه ميكنه. جلو ميره و ميگه چي شده عزيزم ، پسر بچه ميگه سكه 25 توماني ام را گم كرده ام. مرد ميگه اينكه گريه نداره بيا اين25 توماني مال تو! بچه باز هم به گريه كردن ادامه ميده < مرد ميپرسه ديگه چيه ؟ بچه ميگه اگه اون سكه را گم نكرده بودم الان 50 تومن پول داشتم!!
---------------------------------------------------------------------
يه بار يه اصفهانيه داشته با خانوادش از جلوي رستوران رد ميشده بوي خوب غذا رو احساس مي كنن. به بچه هاش ميگه بچا اگه بچاي خوبي باشين يه دفه ديگه هم از اينجا رددون مي كونم.
---------------------------------------------------------------------
اصفهانیه داشت تو رودخونه ی زاینده رود غرق می شد .هر چی بهش گفتند: دستت رو بده نجاتت بدیم این کارو نمی _ کرد.یکی از آشناهای اون فرد که میدونست اون مرد خسیسیه جلو رفت و گفت :دادا دست منو بگیر نمی خواد دستت رو به من بدی
---------------------------------------------------------------------
يه روز يه رشتيه ميره اصفهوون بازار پارچه فروشا اولين مغازه كه ميرسه ميگه :ببخشيد پارچه جون دار دارين؟ اصفهونيه ميگه بفرمايين اين يكي خيلي جوون داره رشتيه ميگه نه . جوندارتر اصفهوونيه ميگه اين يكي خيلي جونداره رشتيه باز ميگه :نه جوندارتر اصفهوونيه ميگه :ببخشيد ها ميشه بپرسم برا چيچي مي خواين ؟ رشتيه ميگه :براي زير شلواري اصفهونيه ميگه : اينو ببرين قول ميدم چيزتون پاره شه اين پارچه پاره نشس
اصفهاني ميخواسته پول به كسي بده دستش مي لرزيد . گفتند زودباش چرا مي لرزي ؟؟ ميگه آخه ميخوام پول بدم ، جون كه نميخوام بدم كه يهو بدم
---------------------------------------------------------------------
جوک
تذکر :دوستان اصفهاني بعد از خواندن اين جوک ها خواهشاً رگ گردنشان بيرون نزنند و شروع به ارسال بد و بيراه کنند ، ازتون خواهش مي کنم فرهنگ جوک خواندن را داشته باشيد تا اين ستون ادامه داشته باشد
اصفهانیه به باباش می گه : بابا چرا ما هم مثل بقیه مردم سوار کشتی نمی شیم ؟!! باباش می گه : خفه شو بچه شنا تو بکن . 2 ساعت دیگه می رسیم به جزیره
---------------------------------------------------------------------
اصفهانیه واستاده بوده دم مسجد، داشته خرما خيرات ميكرده. خلاصه هركي رد ميشده، يك خرما برميداشته و يك صلوات ميفرستاده . بعد يك مدت، يك بابايي دست ميكنه يك مشت خرما برميداره، اصفهانیه دستشو ميگيره، ميگه: هوووي! چه خبرس؟! يك نفر آدم مردس، اتوبوس كه چپ نكردس
---------------------------------------------------------------------
بچه اصفهانیه توي امتحان بيست ميگيره. باباش ميزنه توي گوشش و ميگه: خاك بر سرت كنن، با نمره 10 هم ميشه قبول بشي، حتما بايد اين همه خودكار حروم ميكردي؟
---------------------------------------------------------------------
یکی روز یکی از یک محله تو اصفهان می گذشته،می بینه یه دختر بچه اصفهانی گوشواره های طلا داره،می خواسته گولش بزنه و به بچه می گه دختر جون این گوشواره ها رو به من می دی؟ دختره می گه اگه صدای خر در بیاری بهت می دم یارو شروع می کنه به عرعر کردن و بعد می گه گوشواره ها رو بده دختره بهش می گه تو که خری می دونی اینها طلاست و من که ادمم طلا بهت نمی دم
---------------------------------------------------------------------
یه اصفهونی سوار تاکسی میشه به مقصد که میرسه میگه قربان چقدر شد ؟ راننده تاکسی میگه 25تومن . اصفهونی میگه بفرمایید این 20 تومن - به اندازه 5 تومن دنده عقب برید
---------------------------------------------------------------------
اگه گفتید چه جوری میشه اصفهانی رو زجر داد: ببندیش به تیر برق وبهش بگیه کوچه اونطرفی شام میدند
---------------------------------------------------------------------
دانشگاه صنعتی اصفهان که بودم میدیدم بچه های اصفهانی روزهایی که کلاس هم ندارند باز هم از ساعت 7 صبح تو دانشگاه هستند تا 7شب و با خودم میگفتم دانشجو یعنی اینها ولی بعد فهمیدم ژتون صبحانه و نهار و شام عامل این اعتکاف در دانشگاه بوده
---------------------------------------------------------------------
نوار مغز نرمال /_ /_ /_ /_ /_ نوارمغزقزوینی (|) (|) (|) (|) نوارمغزاصفهانی $ $ $ $ $ $ $ نوارمغزلر _____________!!!
---------------------------------------------------------------------
اصفهانیه کارت اینترنتش تموم میشه میندازتش تو آب جوش
---------------------------------------------------------------------
یکبار یه اصفهانی خونش آتیش میگیره یه تک زنگ به آتش نشانی می زده
---------------------------------------------------------------------
یکبار یه اصفهانی خونش آتیش میگیره یه تک زنگ به آتش نشانی می زده
---------------------------------------------------------------------
اصفهانیه موبایل می خره صفرشو می بنده
---------------------------------------------------------------------
اصفهونيا رو از چهار تا چيز ميشه شناخت: - همشون زيرشلواري آبي راه راه دارن - هر قلوپ نوشابه كه ميخورن به شيشه نگاه ميكنن ببينن تا كجاش رفته - جلوي در واميستن و به جاي اينكه بگن بفرمايين تو، ميگن حالا چرا نميان تو؟ - بستني ليواني كه ميخورن حتما درش رو ميليسن
---------------------------------------------------------------------
یک روز یک اصفهانی به پسرش میگه بابا برو در خونه همسایه و اره انها رو بگیر پسر میره و میاد میگه بابا نداد بابا میگه محترمانه بگو پسر میره و محترمانه میگه و بعد میاد میگه بابا نداد بابا باز میگه این دفعه برو خواهش کن پسر میره و بعد میاد میگه بابا نداد گفت به تو بگم که ما اره نداریم و بعد بابا میگه که عجب مردم خسیسی نمیخواد برو اره خودمونو از تو انباری ور دار بیار
---------------------------------------------------------------------
یه روز یه اصفهانی با زن وپسرش میرن کنار رودخونه برای پیکنیک که برای نهارشون سه تا تخم مرغ می برند!!!!!! یدفعه پسرشون را آب می بره که پدره داد می زنه: خانوم بچه رو آب برد دو تا تخم مرغ بیشتر درست نکن!!!
---------------------------------------------------------------------
1ارمنيه و تركه و رشتيه و اصفهانيه يك عمر رفيق بودن. باري، از بخت بد، ارمنيه مرحوم ميشه، باقي رفقا هم ميرن تشييع جنازش. رسم اين ملت هم گويا اين بوده كه هركدوم از نزديكان بايد دم آخري يك پولي مينداختن تو قبر. خلاصه اول تركه ميره بالاسر قبر و كلي گريه زاري ميكنه و آخر هم دست ميكنه، ده تا هزاري ميندازه تو قبر. بعد رشتي مياد باز كلي آه و ناله ميكنه و بعد هم دست ميكنه ده تا هزاري ميندازه تو آخري نوبت اصفهانيه ميشه، مياد جلوي قبر كلي گريه زاري ميكنه، آخرش هم با بغض ميگه: شرمنده، من صبح وقت نشد برم بانك پول بگيرم. بعد يك چك سيهزارتومني مينويسه ميندازه تو قبر، بيستهزارتومن بقيشو برميداره!!!
---------------------------------------------------------------------
اصفهانیه در حال مرگ بوده از زنش می پرسه محمد کجاست ؟ زنش میگه : همین جا کنارت نشسته . میگه علی کجاست ؟ زنش میگه اونطرفت نشسته . میگه حامد کجاست ؟ میگه اونم همین جاست . یهو داد می زنه پس برای چی چراغ اون اتاق بی خودی روشنه ؟؟؟
---------------------------------------------------------------------
یک اصفهانی گوشت خورد مرد
---------------------------------------------------------------------
يه باباي اصفهاني مي خواند بچشو نصيحت كنه مي گه هميشه سر به زير باش. پسر ميگه : خوب چرا بابايي؟ پسر جان به سه دليل: 1-مي گن پسر سر به زيريه 2- اگه سكه اي رو زمين باشه بر مي داري3- پشت يقت چرك نمي كنه تا هي پيرهن يشوريم مصرف آبمون بره بالا!!
---------------------------------------------------------------------
یه اصفهانی داشت نوار روزه گو ش میداده می زنه آخرش ببینه شام میدن یا نه
---------------------------------------------------------------------
یه اصفهانی با برق خونه همسایشون خودکشی میکنه
---------------------------------------------------------------------
اصفهانیه تو مسابقه رالی شرکت می کنه تو راه مسافر کشی می کنه !!
---------------------------------------------------------------------
یه نفر با یه اصفهانی دست به یقه میشه.اصفهانی بجای عمل متقابل التماس کنان با لهجه شیرین اصفهانی میگه<<آقا شوما را به خدا یقمو ول کنین آ گوشمو بیگیرین.آخه یقم پاره میشد>>
---------------------------------------------------------------------
به یه اصفهانیه می گند چرااصفهانیا اینقدر اس اس می کنند می گد هر کی گفتس دروغ گفتس
---------------------------------------------------------------------
یه بچه اصفهانی به باباش میگه : بابا همه میگند اصفهانیا خسیسند، پس چرا مسافرهای نوروزی که از شهرهای دیگه می یاند اصفهان به جا اینکه برند هتل ، کنار زاینده رود چادر میزنند؟ باباش میگه: به خاطر آب و هواشه پسرم. بچه باز میپرسه : ولی بابا اینا که همه از سرما به هم چسبیدند! باباش میگه : نمیدونم بابا جون، شاید فامیلهای اصفهانیشون تو خونه راشون ندادند!!
---------------------------------------------------------------------
يه شخصي از خيابون رد ميشده ، ميبينه يه بچه اصفهاني نشسته كنار خيابون گريه ميكنه. جلو ميره و ميگه چي شده عزيزم ، پسر بچه ميگه سكه 25 توماني ام را گم كرده ام. مرد ميگه اينكه گريه نداره بيا اين25 توماني مال تو! بچه باز هم به گريه كردن ادامه ميده < مرد ميپرسه ديگه چيه ؟ بچه ميگه اگه اون سكه را گم نكرده بودم الان 50 تومن پول داشتم!!
---------------------------------------------------------------------
يه بار يه اصفهانيه داشته با خانوادش از جلوي رستوران رد ميشده بوي خوب غذا رو احساس مي كنن. به بچه هاش ميگه بچا اگه بچاي خوبي باشين يه دفه ديگه هم از اينجا رددون مي كونم.
---------------------------------------------------------------------
اصفهانیه داشت تو رودخونه ی زاینده رود غرق می شد .هر چی بهش گفتند: دستت رو بده نجاتت بدیم این کارو نمی _ کرد.یکی از آشناهای اون فرد که میدونست اون مرد خسیسیه جلو رفت و گفت :دادا دست منو بگیر نمی خواد دستت رو به من بدی
---------------------------------------------------------------------
يه روز يه رشتيه ميره اصفهوون بازار پارچه فروشا اولين مغازه كه ميرسه ميگه :ببخشيد پارچه جون دار دارين؟ اصفهونيه ميگه بفرمايين اين يكي خيلي جوون داره رشتيه ميگه نه . جوندارتر اصفهوونيه ميگه اين يكي خيلي جونداره رشتيه باز ميگه :نه جوندارتر اصفهوونيه ميگه :ببخشيد ها ميشه بپرسم برا چيچي مي خواين ؟ رشتيه ميگه :براي زير شلواري اصفهونيه ميگه : اينو ببرين قول ميدم چيزتون پاره شه اين پارچه پاره نشس
اصفهاني ميخواسته پول به كسي بده دستش مي لرزيد . گفتند زودباش چرا مي لرزي ؟؟ ميگه آخه ميخوام پول بدم ، جون كه نميخوام بدم كه يهو بدم
---------------------------------------------------------------------
فرزاد حسنی ممنوع التصویر شد ؟

شنیده ها حاکیست که اجرای اخیر آقا فرزاد حسنی در برنامه" فوق العاده "مورد اعتراض چند تن ازنمایندگان مراجع عظام تقلید قرار گرفته و آنها در نامه ای خطاب به عزت ا... ضرغامی-رییس سازمان صدا وسیما از وی درخواست کرده اند تا از حضور این مجری و امثال وی در رسانه ملی که سبب تحریک اذهان عمومی به سمت نماد های غربی و غیر اسلامی می شود جدا" جلو گیری به عمل آید.
البته خبر جالبی است ولی بعید نیست دوباره این پسرک رو در تلویزیون ببینید چون تصمیماتی از این قبیل مقطعیه.مگه نبود ممنوع التصویر شدن"سید جواد یحیوی"!
"فرزاد حسنی" متولد ۲۱ شهریور سال ۱۳۵۶ در خانی آباده که خودش رو شاعر،نویسنده، مجری، بازیگر و کارگردان رادیو و تلویزیون هم می دونه!
این موضوع میتواند مهم نباشد، میتواند هم باشد که یک مجری به چه دلیلی موقتا و یا برای مدتی طولانی کنار گذاشته میشود. از این گذشته آیا واقعا"«فرزاد حسنی» مجریای که طی یکی دو سال اخیر در برنامههای مختلف روی آنتن بوده، محبوبیت عامی هم دارد یا نه؟ تا جایی که میدونم، تقریبا بدون استثنا همه احساس ناخوشایندی نسبت به او دارند،لا اقل آدم های تحصیل کرده و چیز فهم. فرزاد حسنی تا پیش از ماه رمضان سال ۸۴ برنامهای را به اسم «کوله پشتی» اجرا میکرد و در چند روز نخست ماه رمضان۸۴ هم اجرای برنامهی ویژهی افطار «جزر و مد» را به عهده داشت که جایش را به مجری دیگری داد.
لزوما هرگونه دستور و آیین بیضابطهای را هم که برای مجریان اعمال میشود نمیپسندم، ولی در مورد این مجری باید بگویم که از مدتها پیش داشت یواش یواش گور خودش را میکند. شهرتی که اجرای پیوسته در تلویزیون نصیب مجری میکند، تجربه نشان داده که میتواند او را بهسادگی به زمین هم بزند. فرزاد حسنی از آن دست مجریها بود که شهرت بیبنیاد او را دچار توهم کرده بود و بهتدریج هم لحن حرف زدنش با مهمانان و مردم تغییر کرده بود و هم خود را در جایگاهی میپنداشت که لابد حق دارد در هر موضوعی به اندازهی یک کارشناس تمامعیار اظهار لحیه کند. شوخی هتکآمیز او با علیرضا خمسه به هنگام اجرای مراسم جشن خانهی سینما به خوبی نشان داد که او دارد دچار توهم میشود. در آن مراسم او با جملهای توهینآمیز دربارهی زشت و زیبا بودن چهرهی خمسه قضاوت کرد که حضار به جای خنده شرمسار شدند.همچنین شوخی های نابه جای او با یکی از سرداران جنگ که وی را با عنوان (امیر جون) خظاب کرد.

در برنامهی کوله پشتی هم او این نوع برخورد را ادامه داد و حتی یک بار شوخی بسیار زنندهای کرد در مورد موبایلی که در توالت افتاده بود! در کنار اینها او شروع کرده بود با لحن و زبانی فخرفروشانه واژههای غیرفارسی را به جای واژههای مرسوم فارسی به کار ببرد و دایما هم آنها را تکرار کند. همین موضوع بهانهای میشود تا شورای عالی ویرایش نامهای به مسئولان تلویزیون بفرستد و تذکر بدهد. جالب است که شورای عالی ویرایش در نامهی خود، هم نمونههای غلطگوییهای این مجری را ذکر میکند و هم ـ لابد بنا به تعهد اخلاقی و از سر دلسوزی ـ مواردی را میآورد که در عرف جامعه به آنها شوخیهای «دور از شأن» میگویند. نامه بعد از طی مراحل اداری به دست خود او میرسد و جالب است که او در یکی از آخرین برنامههایش با لحنی بسیار تحقیرآمیز به این نامه اشاره میکند و جلوی دوربین چندین بار میگوید که "اصلا به شما چه که دخالت میکنید؟ این موضوع به خود ما مربوط است. ما خودمان بهتر میدانیم چطور باهم حرف بزنیم." پس از این نامه و واکنش جلوی دوربین اوست که اجرای او زیر سؤال میرود و سرانجام به اینجا میکشد که دستِکم فعلا از سر آنتن برداشته شود.اما اینبار نامه نامه دیگریست!
این موضوع میتواند مهم نباشد، میتواند هم مهم باشد که این چه قحطالمجریانیست که دامن تلویزیون را گرفته؟ مدیران تلویزیون تا کی میخواهند چند مجری را دایم از این شبکه به آن شبکه و از این برنامه به آن برنامه بکشند و میکروفون هر برنامهای را با هر موضوع عمومی یا تخصصی به آنها بسپارند؟ اگر مدیران تلویزیون کمی چشمهایشان را بازتر کنند تا فرق تلویزیون و منبر موعظه را ببینند، آن وقت آیا جا برای مجریهای بالقوهای باز نمیشود که در موضوعات خاصی تخصص دارند و در عین حال مایل نیستند که در هر برنامه و پس از هر جملهای، به نصیحت و وعظ و خطابه مشغول شوند؟
طرح عفاف براي گردشگران ابلاغ نشده
فرمانده يگان حفاظت سازمان ميراثفرهنگي درباره اجراي مصوبه طرح راهكارهاي اجرايي گسترش فرهنگ عفاف و حجاب توسط شوراي فرهنگ عمومي كشور براي گردشگران گفت: چنين مصوبهاي براي اجرا به ما ابلاغ نشده است.
سردار عباسعلي روحي افزود: از وجود مصوبه طرح راهكارهاي اجرايي گسترش فرهنگ عفاف و حجاب توسط شوراي فرهنگ عمومي كشور براي گردشگران اطلاعي ندارم و اگر چنين مصوبهاي هم باشد به ما براي اجرا ابلاغ نشده است.
به موجب تصويب طرح راهكارهاي اجرايي گسترش فرهنگ عفاف و حجاب توسط شوراي فرهنگ عمومي كشور، سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري موظف به اطلاعرساني درخصوص شئونات اسلامي و فرهنگي با جزوات و بروشورهاي توزيعي در بين گردشگران شده است


:
در وصف هم زروی تو ای گل در آتشم