فرزاد حسنی ممنوع التصویر شد ؟

شنیده ها حاکیست که اجرای اخیر آقا فرزاد حسنی در برنامه" فوق العاده "مورد اعتراض چند تن ازنمایندگان مراجع عظام تقلید قرار گرفته و آنها در نامه ای خطاب به عزت ا... ضرغامی-رییس سازمان صدا وسیما از وی درخواست کرده اند تا از حضور این مجری و امثال وی در رسانه ملی که سبب تحریک اذهان عمومی به سمت نماد های غربی و غیر اسلامی می شود جدا" جلو گیری به عمل آید.
البته خبر جالبی است ولی بعید نیست دوباره این پسرک رو در تلویزیون ببینید چون تصمیماتی از این قبیل مقطعیه.مگه نبود ممنوع التصویر شدن"سید جواد یحیوی"!
"فرزاد حسنی" متولد ۲۱ شهریور سال ۱۳۵۶ در خانی آباده که خودش رو شاعر،نویسنده، مجری، بازیگر و کارگردان رادیو و تلویزیون هم می دونه!
این موضوع میتواند مهم نباشد، میتواند هم باشد که یک مجری به چه دلیلی موقتا و یا برای مدتی طولانی کنار گذاشته میشود. از این گذشته آیا واقعا"«فرزاد حسنی» مجریای که طی یکی دو سال اخیر در برنامههای مختلف روی آنتن بوده، محبوبیت عامی هم دارد یا نه؟ تا جایی که میدونم، تقریبا بدون استثنا همه احساس ناخوشایندی نسبت به او دارند،لا اقل آدم های تحصیل کرده و چیز فهم. فرزاد حسنی تا پیش از ماه رمضان سال ۸۴ برنامهای را به اسم «کوله پشتی» اجرا میکرد و در چند روز نخست ماه رمضان۸۴ هم اجرای برنامهی ویژهی افطار «جزر و مد» را به عهده داشت که جایش را به مجری دیگری داد.
لزوما هرگونه دستور و آیین بیضابطهای را هم که برای مجریان اعمال میشود نمیپسندم، ولی در مورد این مجری باید بگویم که از مدتها پیش داشت یواش یواش گور خودش را میکند. شهرتی که اجرای پیوسته در تلویزیون نصیب مجری میکند، تجربه نشان داده که میتواند او را بهسادگی به زمین هم بزند. فرزاد حسنی از آن دست مجریها بود که شهرت بیبنیاد او را دچار توهم کرده بود و بهتدریج هم لحن حرف زدنش با مهمانان و مردم تغییر کرده بود و هم خود را در جایگاهی میپنداشت که لابد حق دارد در هر موضوعی به اندازهی یک کارشناس تمامعیار اظهار لحیه کند. شوخی هتکآمیز او با علیرضا خمسه به هنگام اجرای مراسم جشن خانهی سینما به خوبی نشان داد که او دارد دچار توهم میشود. در آن مراسم او با جملهای توهینآمیز دربارهی زشت و زیبا بودن چهرهی خمسه قضاوت کرد که حضار به جای خنده شرمسار شدند.همچنین شوخی های نابه جای او با یکی از سرداران جنگ که وی را با عنوان (امیر جون) خظاب کرد.

در برنامهی کوله پشتی هم او این نوع برخورد را ادامه داد و حتی یک بار شوخی بسیار زنندهای کرد در مورد موبایلی که در توالت افتاده بود! در کنار اینها او شروع کرده بود با لحن و زبانی فخرفروشانه واژههای غیرفارسی را به جای واژههای مرسوم فارسی به کار ببرد و دایما هم آنها را تکرار کند. همین موضوع بهانهای میشود تا شورای عالی ویرایش نامهای به مسئولان تلویزیون بفرستد و تذکر بدهد. جالب است که شورای عالی ویرایش در نامهی خود، هم نمونههای غلطگوییهای این مجری را ذکر میکند و هم ـ لابد بنا به تعهد اخلاقی و از سر دلسوزی ـ مواردی را میآورد که در عرف جامعه به آنها شوخیهای «دور از شأن» میگویند. نامه بعد از طی مراحل اداری به دست خود او میرسد و جالب است که او در یکی از آخرین برنامههایش با لحنی بسیار تحقیرآمیز به این نامه اشاره میکند و جلوی دوربین چندین بار میگوید که "اصلا به شما چه که دخالت میکنید؟ این موضوع به خود ما مربوط است. ما خودمان بهتر میدانیم چطور باهم حرف بزنیم." پس از این نامه و واکنش جلوی دوربین اوست که اجرای او زیر سؤال میرود و سرانجام به اینجا میکشد که دستِکم فعلا از سر آنتن برداشته شود.اما اینبار نامه نامه دیگریست!
این موضوع میتواند مهم نباشد، میتواند هم مهم باشد که این چه قحطالمجریانیست که دامن تلویزیون را گرفته؟ مدیران تلویزیون تا کی میخواهند چند مجری را دایم از این شبکه به آن شبکه و از این برنامه به آن برنامه بکشند و میکروفون هر برنامهای را با هر موضوع عمومی یا تخصصی به آنها بسپارند؟ اگر مدیران تلویزیون کمی چشمهایشان را بازتر کنند تا فرق تلویزیون و منبر موعظه را ببینند، آن وقت آیا جا برای مجریهای بالقوهای باز نمیشود که در موضوعات خاصی تخصص دارند و در عین حال مایل نیستند که در هر برنامه و پس از هر جملهای، به نصیحت و وعظ و خطابه مشغول شوند؟
در وصف هم زروی تو ای گل در آتشم