می دونم عشق یه معمای دیگه س
سر زمین دل یه دنیای دیگه س
می دونم سادگی جاش تو قصه هاس
دل سپردن به یه معنای دیگه س
می دونم که عاشقی نیس راهش این
عشق؛ سرمایه و سودای دیگه س
عاشقا ساده و بی رنگ ریان
قلبشون مثل یه دریای دیگه س
واسشون تا از دل دیار بگی
رنگ روشون به یه سیمای دیگه س
چینی قلبشونم اگه شکست
دلشون خوش به یه فردای دیگه س
عاشقا؛دیارشون؛شهر شبه
فکرشون تو خواب رویای دیگه س
شهر عشقو مثل من خوب بلدن
عشقشون سنبل عشقای دیگه س
اون روزی که عشق اومد دلم رو برد
فهمیدم نگاش یه جورای دیگه س
منی که ساده بودم مثل وفا
ندونستم که دلش جای دیگه س
مث بارون نم نمک حرف می زدم
تا بگم چشات یه شهلای دیگه س
واژه هام تپق زدن؛ تا بدونه
تو دلم یه شور و غوغای دیگه س
می دونستم حواسش اینجا ها نیس
پیش یه عاشق و رسوای دیگه س
تو آخرین نفس دلم می گفت:
دیدی عشقم یه معمای دیگه س
در وصف هم زروی تو ای گل در آتشم